آنچه به سفيدي مي آيد آن است كه بر ما مي گذرد
دست بردار، از این میکده سربه سری

پای بگذار به اون راهی که فک کنی بهتری . . . که فقط فک کنی بهتری

دست بردار، و برو، ول کن این خم ساغری

ای عشق با تو حرف می زنم، ای رنج مگر آجری


بیچاره ما، که پیش تو از خاک کمتریم

ما را به غم تو، نه خاک ،و نه حفظ بهشت است

ای درد تو بخور این راه را کلآ ، که ما نخواستیم داوری..

ای کاش، ای کاش، ای کاش. . . داوری، داوری، داوری. . . درکار ، درکار، درکاربود . . .

کاشکی، کاشکی، کاشکی . . . قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی . . . در کار، درکار، درکار بود . . .

 

 بگذار تا مقابل کوی تو دیگری ، دزدیده بر شمایل خوب تو بنگریم

حلقه بر در می زنیم، ما که خود فی نفسه چون حلقه بر دریم

ای کاش، ای کاش، ای کاش . . . داوری، داوری، داوری. . . در کار ، در کار ، در کار بود

حلقه بر در می زنیم، ما که خود فی نفسه چون حلقه بر دریم


دست بردار، از این میکده سر به سری

پای بگذار به اون راهی که فک کنی بهتری . . . که فقط فک کنی بهتری

دست بردار و برو، ول کن این خم ساغری

ای عشق با تو حرف می زنم، ای رنج مگر آجری

 

زمانه به ما هیچ ندادست یاوری

خورشید به ما هیچ نکردست مادری

درد می پیچد در دل مان یکهو، بی هیچ ندانیم انگار چیزی در سر

چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم ؟ شکایت کجا بریم ؟

ای کاش، ای کاش، ای کاش . . . داوری، داوری، داوری . . . در کار ، در کار، در کار بود

کاشکی، کاشکی، کاشکی . . .قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی . . . در کار ، درکار ، در کار بود .


گفتی ز خاک بیشترن، اهل عشق من

از خاک بیشتر نه،  که از خاک کمتریم

ای کاش، ای کاش، ای کاش . . . داوری، داوری، داوری . . . در کار ، در کار ، در کار بود

کاشکی، کاشکی، کاشکی . . . قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی . . . در کار ، در کار ، در کار بود

فرصت کوتاه بود، و سفر جانکاه
اما  یگانه بود و هیچ کم نداشت
کاشکی، کاشکی، کاشکی . . . قضاوتی، قضاوتی، قضاوتی . . . در کار ، در کار ، در کار بود
ای کاش، ای کاش، ای کاش . . . داوری، داوری، داوری . . . در کار ، در کار ، در کار بود

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط حمید  |